counter create hit
مطالب مرتبط:

شراره درشتی بیوگرافی و عکس های شراره درشتی و ماجرای ازدواج و فوت همسرش

عکس های شراره درشتی و بیوگرافی این بازیگر شراره درشتی، زاده سال 1354 در شهر تهران است. او بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران است. او سال های پیش فعالیتش را از تئاتر شروع کرد و به دلیل ازدواج با رضا ژیان، فعالیت وی در تئاتر بیشتر شدو پس از فوت همسرش او از ا ...

هنیئه به فکر بازسازی پل های تخریبی بین ایران وحماس است/ پاسخ رهبر به نامه هنیئه فصل جدید روابط ایران و جنبشهای جهادی است

یک کارشناس مسائل خاورمیانه گفت:حماس به این فکر افتاد تا پل های تخریب شده بین ایران و خود را بازسازی کند از این رو پاسخ رهبری به نامه اسماعیل هنیه می تواند به فصل جدیدی از تعاملات سیاسی ایران و جنبش های جهادی تلقی می شود. ...

تصویری عاشقانه از ستاره محبوب کهکشانی ها و دختر مورد علاقه اش !

تصویری عاشقانه از ستاره محبوب کهکشانی ها و دختر مورد علاقه اش !

آخرین فرزند دیوید بکام و تنها دختر وی هارپر سون بکهام دردانه ستاره محبوب اما بازنشسته تیم ملی انگلیس و رئال مادرید لست. یک مجله انگلیسی به نام ok این دختر کوچک بکام را یکی از مشهورترین و البته جنجالی ترین کودکان دنیا معرفی کرده است. جالب است بدانید که کوچک تر ...

بروکراسی دریافت وام ازدواج چقدر زمان می برد؟

سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی توضیح داد که پرداخت وام ازدواج نیازمند طی پروسه های اداری است که یک ماه زمان می برد.

همراهی پدران پس از زایمان

بعد از تولد کودک و زایمان همسرتان، احتمالاً کمی اطرافتان شلوغ است و دوست یا یکی از اعضای خانوادۀ همسرتان یا نزدیکان شما در کنار همسر شما می ماند. اما زمانی که همه چیز به شکل قبل خود برگردد، این پدر کودک است که باید با کنترل اوضاع و زندگی را در خانه سر و سامان ب ...

مکان های مناسب برای زندگی در مریخ مشخص شد

مکان های مناسب برای زندگی در مریخ مشخص شد

بیگ بنگ: محققان ” دانشگاه و مرکز تحقیقاتی واخِنینگِن” یک نقشه ۳ بعدی اولیه را طراحی کرده اند که مناطق مناسب...

خوردن بستنی در زمان بارداری مفید یا مضر؟

میل شدیدی که نمی گذارد از خوردن یک خوراکی صرف نظر کنید، همراه نه ماهه شماست. میلی که اگر نگوییم همه اش، لااقل می توانیم ادعا کنیم بخش قابل توجهی از آن دست خودتان نیست. شمایی که تا دیروز از خوردن سالاد سبزیجات فراری بوده اید، ممکن است در این ماه ها ...

ارتباط موفق با فرزندان، ده نکته کلیدی

رابطه شما با فرزندتان وقتی خوب و اصولی پیش می رود که توأم با احترام، عشق و تعامل باشد.

روحانی: تهران و مسکو در مسیر روابط راهبردی قرار دارند

حسن روحانی روز دوشنبه در دیدار ویا چسلاو والدین رئیس دومای دولتی فدراسیون روسیه با اشاره به ۱۲ بار ملاقات با ولادیمیر پوتین همتای روسی خود طی سال های گذشته، گفت: هر بار که دیدار و مذاکره داشتیم، یک گام به سمت توسعه روزافزون و همه جانبه روابط پیش رفته ایم. ...

بهبود روابط زناشویی، این جملات را بگویید

همه ما همسرمان را دوست داریم و دلمان برایش تنگ می شود و گفتن این به او یک راه عالی برای ابراز محبتمان است، اما نه تنها راه.

زن بزرگتر از شوهر، بچه دار میشیم؟

اگر با همسن خود ازدواج کنیم مشکلی در باروری پیش میاد؟

علت لاغری در زنان، رابطه زناشویی است؟

روابط زناشویی هر چند کالری زیادی مصرف می کند اما بعید است در لاغری شما تاثیر خاصی داشته باشد.

افزایش سن ازدواج، بررسی علل

چند سالی است که با تغییرات اجتماعی جامعه شاهد پدیده ای به نام افزایش سن ازدواج دختران و تجرد قطعی در بین این گروه هستیم.

در اطلاع رسانی ها باید مستند و مستدل حرف زد

در اطلاع رسانی ها باید مستند و مستدل حرف زد

به گزارش جهان نیوز، حجت الاسلام عبّاس محمّدحسنی رییس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش در همایش روابط عمومی ارتش که در دانشکده فرماندهی و ستاد ارتش برگزار شد، گفت: رسانه ها و روابط عمومی ها زبان گویای هر کشور و سازمانی هستند. وی با بیان اینکه شخصیت سازمانی هر سازمانی در فعالی ...

با عشق زندگی رویای کار و یا ازدواج/ شوهر من بیننده در یک دختر اما..! عکس:

با سودای زندگی رؤیایی با همسن مادرش ازدواج کرد / شوهرم عاشـق یک دختر شده اما..! + عکس

مرد جوان که وارد زندگی رویایی به خارج از کشور, سن مادرش ازدواج به دنبال آشنایی با یک دختر جوان دل بسته بود.مدرن و در عین حال برای پیدا کردن عشق واقعی در زندگی خود راه دادگاه خانواده که ازدواج قبلی پایان. گزارش اخبار در صبح سرد زمستان سرد است. هنگامی که با فایل ها در زمان شعبه 276 به پایان است. منشی دادگاه به اطلاع قاضی گفت که این زن "طلاق با توافق". در نتیجه با قاضی سفارش"غلامرضا احمدی" در وسط از عمل, با, رنگارنگ, روسری مانتوی گل ... خوش آمدید به صندلی نشست. بلافاصله پس از او جوانی قد بلند, شلوار لی, قنتد, ژاکت قهوه ای و آبی تن وارد دادگاه به جلسه. هر دو آرام و راحت به مرکز موقت بر خلاف اصلی کاربران عصبانیت یا نوسانات در این مناطق دیده می شود.   بعد کاغذ پرونده گفت: "در وهله اول. با در نظر گرفتن تفاوت زن و شوهر است. این است که چرا شما می خواهید یک طلاق؟"زن جواب داد: "زمان نمی خواهد یک ازدواج مصلحتی است طلاق مجلس است." بلافاصله یک مرد جوان گفت: "همه چیز خوب است و هیچ مشکلی با هم نداریم. جز یک مسأله...»   و زن به میان حرف‌های شوهرش پرید و گفت: «جز این‌که او حالا عاشق شده و می‌خواهد با دختری همسن و سال خودش ازدواج کند. این موضوع چندان غیر طبیعی نیست و من هم به او حق می‌دهم و آرزوی خوشبختی برایشان دارم.» ...و مرد دوباره گفت: «البته فقط این نیست. حالا کار و بارم هم بهتر شده و فکر می‌کنم در وطن خودم می‌توانم آینده‌ام را بسازم.»     پس از آن زن و مرد از گذشته‌شان صحبت کردند. ماجرای ازدواج «ابراهیم» و «مهرناز» به 4 سال پیش باز می‌گشت. در آن روزها مهرناز از شهر تورنتوی کانادا به تهران آمده بود تا به دوستان و اقوامش سری بزند. یک شب هم میهمان خانواده ابراهیم بود که حرف زدن درباره زندگی در کانادا ابراهیم را به مهاجرت علاقه‌مند کرد. چراکه او سودای اقامت در یک کشور خارجی همانند کانادا را در سر داشت. همان شب مهرناز تأکید کرد که در صورت ازدواج با یک شهروند کانادایی می‌تواند در مدت کمتری اقامت بگیرد و... همان شب ابراهیم به مهرناز پیشنهاد داد که او را با اماکن تفریحی و گردشی جدید تهران آشنا کند و به همین بهانه پس از یک هفته رفت وآمد سرانجام به او درخواست ازدواج داد. اما مهرناز تأکید کرد که باید ابتدا موضوع را با مادر و خانواده‌اش در میان بگذارد.این درحالی بود که مادر ابراهیم با این وصلت بشدت مخالفت کرد و گفت: «من آرزوهای زیادی دارم و نمی‌توانم دوستم را در لباس عروسم ببینم.» پدرش هم گفت:«دلم می‌خواهد اسم یک دختر جوان در شناسنامه پسرم ثبت شود، نه زن مطلقه‌ای که جای مادرش باشد.»     اما ابراهیم که پایش را در یک کفش کرده بود تا هر طور شده به کانادا برود، با کمک مهرناز، خانواده‌اش را متقاعد کرد که عقدشان فقط یک ازدواج مصلحتی خواهد بود که بعد از دریافت اجازه اقامت، با طلاق خاتمه خواهد یافت. بدین ترتیب آنها ناگزیرموافقت کردند و دو هفته بعد مراحل آزمایش و کارهای اداری صورت گرفت و مهرناز با مهریه 1343 سکه طلا و گرفتن حق طلاق بدون قید وشرط به عقد ابراهیم درآمد. او در روز عقد به پدر و مادرشوهرش اعلام کرد که رقم مهریه و اجازه طلاق را برای اطمینان از ممنوع الخروج نشدن از سوی ابراهیم ثبت می‌کند و چشمداشتی به مهریه‌اش ندارد. چند روز بعد هم تازه عروس 50 ساله تهران را ترک کرد تا آن‌که سه سال بعد موفق شد مجوز اقامت ابراهیم را بگیرد. اما وقتی این خبررا به شوهرش داد و جواب او را شنید دهانش از تعجب بازماند. چرا که ابراهیم از آنسوی خط تلفن گفت:«من دیگه نمی‌خوام از ایران برم.من یه عشق واقعی پیداکردم ومی خواهم باهاش زندگی کنم. و...»     قاضی که بدین‌ترتیب از داستان ازدواج این زوج با خبر شده بود، از آنها پرسید: «آیا در این مدت همدیگر را ندیدید؟ یا روابط زناشویی نداشتید؟» مهرناز جواب داد: «از روزی که با هم عقد کردیم فقط چند روز با هم بودیم. اما نه من و نه ابراهیم مثل زن و شوهر به هم نگاه نمی‌کردیم. برای من یک نوعدوستی بود و کمک به پسر دوست قدیمی‌ام. از تاریخ عقدمان نه ابراهیم به تورنتو آمد و نه من به تهران. تا این‌که خبردار شدم به دختری علاقه‌مند شده و کسب و کارش هم رونق گرفته است. حالا یک ماه است در تهران هستم و در هتل اقامت دارم. برای همین تصمیم گرفتیم طلاقمان را ثبت کنیم تا ابراهیم بتواند به خواستگاری دختر مورد علاقه‌اش برود. حالا هم مهریه و همه حقوقم را می‌بخشم.»   قاضی از ابراهیم پرسید:«باید به دختری که دوستش داری، موضوع ازدواج مصلحتی‌ات را گفته باشی. درست است؟» و مرد جوان با تکان دادن سر، این موضوع را تأیید کرد.   قاضی سپس رو به زن گفت: «راستی شما در این سال‌ها هرگز ازدواج نکردید؟» مهرناز جواب داد: «چرا. ولی همسر اولم معتاد بود و به سختی توانستم از او طلاق بگیرم. بعد از آن به کمک برادرم، فرزند شش ماهه‌ام را برداشتم و راهی غربت شدم. در همه این سال‌ها روی تربیت دخترم حساس بودم و حتی او را به مهدکودک هم نسپردم. باور کنید فرزندم را پشتم می‌بستم و در فروشگاه کار می‌کردم. کم کم تحصیلاتم را ادامه دادم و حالا وضع مالی‌ام خیلی خوب است. هیچ نیازی هم به ازدواج نداشتم و ندارم و ترجیح می‌دهم فقط به آینده فرزندم فکر کنم.»   قاضی پس از شنیدن این حرف‌ها، فرم مربوط به طلاق توافقی را برداشت و مطالب مربوط به حقوق طرفین همچون مهریه، اجرت‌المثل، نفقه، جهیزیه و... را نوشت و از هر دو طرف خواست زیر آن را امضا کنند. وقتی که مهرناز و ابراهیم می‌خواستند دادگاه را ترک کنند، قاضی رو به زن کرد و گفت:«راستی جواز اقامت این جوان چه شد؟ حالا باطل می‌شود؟» و مهرناز جواب داد:«مشکلی نیست. هر وقت بخواهد می‌تواند بیاید. امیدوارم با همسرش بیایند و مدتی هم میهمان ما باشند.» و ابراهیم هم لبخندی زد و گفت:«ممنونم. تا همین جا هم بی‌جهت شما را به زحمت انداختم.»